خیانت

گاهی که خیلی غمگین می شوم؛

گریه نمیکنم


فقط لبخندی کش دار و تلخ به گذر زمان و مختصات مکان حواله میدهم


و بی مهابا پاهایم را تکان میدهم


و خیره به دیوار سفید همیشگیِ روبه رویم میشوم


و پوست لبم را می کنم تا خون بیاید


و موهایم را دور انگشتانم حلقه میکنم


و کنج اتاق می شود خلوتگاهم !


گاهی که خیلی غمگین میشوم


خودم را نوازش می کنم در اوج تنهایی


و خود را در آغوشِ خود رها میکنم


دستانم را لمس میکنم تا بدانم که هستم
و فراموش نشده ام


نمرده ام !


گاهی که خیلی غمگین میشوم


مدتها خود را در آینه مینگرم !


امشب از آن گاهی هاست …



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در پنج شنبه 3 مهر 1393برچسب:,ساعت20:56توسط amirali | |