خیانت

چه میخواهم از خود؟؟؟؟

اندکی فکر میکنم!!

چیزی به مغزم خطور نمیکند

چرا اینگونه زیستم؟؟؟؟

بازهم بی جواب است!!

جواب سوال های خودرا هم نمیدانم!!

از چه برایت بگویم؟

از سفره 7سینی که فقط من پایش هستم؟؟؟

یا از ردپای سکوتی که همیشه  ردپاهایش جای پای من است؟؟؟

تو هم کمی فکر کن

باخودت!!با کسی که تورا برد!!من میروم مثل همیشه!!

چند سال گذشته است؟؟چند نوروز؟؟؟

ولی...... اگر امدیو نبودم در قران را باز کن 7سالی میشود نیستی من عیدانه هایت را فراموش نکردم داخل همان قران است!!سفره 7سین من را نگاهی کن میوه های خشک شده اش را سنبل پرپرشده اش را ماهی مرده در تنگش را سمنوی سیاه شده را شمع خاموش شده را سبزه ی زرد شده را. سکه ای که در اب زنگ زده است را.....!!!

آه آه....... خودت قضاوت کن!!!چقدر دیر امدی سوال هایت را از سین ها بپرس من جواب سوال هایت را به انان گفته ام

باخودت نگفتی چرا سین ها همه خشکیده اند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟



نظرات شما عزیزان:

نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه:





+نوشته شده در یک شنبه 11 خرداد 1393برچسب:,ساعت17:31توسط amirali | |